غنچه ها را همه پژمرده که دیدی، رفتیگرد مفهوم خودت پیله تنیدی، رفتیقلم و کاغذ تقدیر به دستت دادندبه ته خط خودت هم نرسیدی، رفتیهمگان را که سپردی به خدا، یادت هست؟با هزاران نگرانی به امیدی، رفتیبقچه آن همه تنهایی خود را بستی"نرو آقای دلم" را نشنیدی، رفتیبه کسی حرف دلت را نزدی، دق می کرد!به کسی خط و نشان هم نکشیدی، رفتیشاپرک ها به سیاهی، به عدم تن دادندپای آن ها نه نشستی، نه چکیدی، رفتیآمدی جمعه این هفته به هر شکلی بود!به سر وعده کسی را که ندیدی، رفتیکاظم بهمنی
غنچه ها را همه پژمرده که دیدی، رفتی
گرد مفهوم خودت پیله تنیدی، رفتی
قلم و کاغذ تقدیر به دستت دادند
به ته خط خودت هم نرسیدی، رفتی
همگان را که سپردی به خدا، یادت هست؟
با هزاران نگرانی به امیدی، رفتی
بقچه آن همه تنهایی خود را بستی
"نرو آقای دلم" را نشنیدی، رفتی
به کسی حرف دلت را نزدی، دق می کرد!
به کسی خط و نشان هم نکشیدی، رفتی
شاپرک ها به سیاهی، به عدم تن دادند
پای آن ها نه نشستی، نه چکیدی، رفتی
آمدی جمعه این هفته به هر شکلی بود!
به سر وعده کسی را که ندیدی، رفتی
کاظم بهمنی
برچسب: نویسنده: kljkjh تاريخ: شنبه 4 آبان 1392 ساعت: 22:21